ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1685

سفرنامه شاردن ( فارسى )

خسيس طبع كه به نفوذ على قلى خان در دربار به خوبى آگاه نبود ، و پيش‌بينى نمىكرد كه دشمنى وى چه ناراحتيها و بلاها بر سر ارامنه مىآورد به هيچ روى حاضر به دادن وام نشد . سردار چنان آشفته خاطر و متغير شد كه از جا برخاست و به كسان خود دستور داد او و همراهانش را از در برانند ، و خود پشت بديشان كرد تا ناظر تعظيم كردن و خداحافظى آنان نباشد . سه هفته بعد به تحريك سردار كل شاه فرمانى به كلانتر ارامنه فرستاد كه چهل هزار من شاه ، معادل پانصد كنتال آرد به شهر حمل كند . كلانتر در جواب معروض داشت كه در همه آبادى اين مقدار آرد وجود ندارد و حمل آن از خارج نيز زيان دارد زيرا بهاى هر من گندم با كرايه حمل به شهر از پنج شاهى تجاوز مىكند و حال آنكه به فرمان اعليحضرت بايد هر من شاه - معادل يازده ليور و سه چهارم ليور - يك عباسى فروخته شود . بنابراين يك پنجم ضرر دارد . اين محاسبه درست و دقيق بود ، و سردار كل نيز مىدانست كه در اين معامله ده هزار ليور آرد به ارامنه زيان مىرسد ، اما تعمّد داشت دويست تومانى را كه از قرض دادن به او سرباز زده بودند بدين گونه به ارامنه زيان وارد آيد . بارى ، على قلى خان استدلال آنان را نپذيرفت و حكم كرد چون آبادى آنان جزو حومهء شهر به حساب مىآيد بايد به هر صورت در اجراى فرمان شاه در رفع مضيقه پايتخت و رفاه مردم شركت جويند ، و اين مقدار آرد را به شهر حمل كنند . ارامنه كه نمىخواستند بدين دستور ظالمانه گردن نهند جواب دادند كه قادر به اجراى اين دستور نمىباشند . افزون بر اين طبق فرمان شاه نبايد از چهارصد تومان - معادل بيست هزار ليور - ماليات ساليانه به هيچ عنوان چيزى از آنان مطالبه شود ، و ماليات خود را به تمام كمال پرداخته‌اند ، و نه تنها اكنون كه به لطف پروردگار آثار قحطى از پايتخت از ميان رفته بل‌كه اگر همچنان به جا بود طبق فرمان شاه هيچ كس حق ندارد به هيچ عنوان چيزى طلب كند . حق به جانب ايشان بود ، و استدلالشان كاملا درست بود اما بدخواهشان قوىتر از قانون بود ، و مصمم بود تا رسيدن به هدف از وارد آوردن هر گونه فشار بر آنان خوددارى نورزد ، و گرچه ناچار گردد بزرگان ارامنه را دستگير و دربند كند . ارامنه به منظور رهايى يافتن از اين گرفتارى كليهء زنان خود را كه افزون بر سيصد تن بودند به در حرمسراى شاه فرستادند تا هر زمان پادشاه از آن جا بيرون مىشود دادخواهى